عنوان:احزاب کوردی و مسئولیت تاریخی آنان در معماری گذار دموکراتیک ایران
نویسندە: #بهروز چمن آرا#
=KTML_Bold=مقدمه: فقدان مرکز، آزمون پیرامون=KTML_End=
در لحظاتی از تاریخ که نظم سیاسی فرو میریزد، کنش سیاسی بهناگاه از پایتخت به پیرامون منتقل میشود. در چنین بزنگاههایی، نه قدرت نظامی، بلکه سرمایه نمادین، انسجام اجتماعی و مشروعیت سیاسی تعیینکننده آیندهاند. کوردستان، بهمثابه یکی از معدود مناطقی در جغرافیای ایران که هنوز واجد نوعی نظم اجتماعی مقاوم و حافظه کنش جمعی است، بیشترین امکان بازگشت منسجم، مشروع و دارای سرمایۀ نمادین به صحنه سیاسی تاریخی ایران معاصر دارد. اما پرسش اینجاست که با وجود تغییرات لحظهای و نشانههای محتوم برافتادن رژیم جمهوری اسلامی در آیندۀ نزدیک، آیا احزاب کوردی آمادگی ورود فوری به این لحظه تاریخی را دارند یا نه؟
=KTML_Bold=➖گسست ساختاری و تضاد درونی: چرا وحدت ممکن نشده است؟=KTML_End=
جنبشهای سیاسی کوردی، اگرچه ریشه در سدهها مبارزه برای آزادی، عدالت و خودگردانی دارند، اما در دهههای اخیر با معضل مزمن پراکندگی، رقابتهای درونگروهی، و ناهماهنگی در سطح رهبری مواجه بودهاند. این واقعیت تلخ، علیرغم تداوم حمایت تودهای از احزاب و شخصیتهای سیاسی کورد، باعث شده که در لحظات تاریخی تعیینکننده، نیروهای کورد نتوانند کنش مؤثری در سطح کشوری یا منطقهای رقم بزنند.
بررسی جامعهشناختی وضعیت احزاب کردی در ایران نشان میدهد که عامل اصلی ناهماهنگی آنان نه صرفاً اختلاف ایدئولوژیک، بلکه تعدد و تکثر شبکههای وفاداری، مداخلات منطقهای، انباشت ناکامیهای تاریخی و ضعف در تدوین استراتژیهای ترکیبی است.
وفاداریهای خانوادگی، منطقهای و حزبی اغلب بر منطق نهادسازی پیشی گرفتهاند. در غیاب یک جامعه مدنی منسجم، انسجام سیاسی نیز شکننده باقی مانده است. تجربههای تبعید، شکست مسلحانه، و سرکوب شدید موجب شده است که ذهنیت «رقابت برای بقا» در بسیاری از نخبگان سیاسی کورد نهادینه شود؛ و دولتهای منطقه با ابزارهای امنیتی، اقتصادی و حتی فرهنگی، شکاف میان احزاب را تقویت کردهاند و احزاب از امکان تقویت سیستماتیک پیکرۀ نخبگانی خود ناتوان بودهاند. ضعف در تدوین استراتژیهای ترکیبی علاوه علتی است که هر همزمان ریشه در سه عامل پیشین دارد و امکان پیشدستی یا عاملیت سیاسی انحصاری را از کوردها گرفته است.
این وضعیت، در پرتو نظریههای کلاسیکی چون نظریۀ «گروههای رقیب در جوامع اتنیکی» هورویتز، بهخوبی نشان میدهد که چرا در لحظات حساس و بحرانی، منطق همکاری در میان گروههای اتنیکی جای خود را به منطق انزوا میدهد. هورویتز نشان میدهد که در جوامعی متشکل از گروههای اتنیکی با هویتهای تاریخی، زبانی یا مذهبی متفاوت، روابط میان این گروهها غالباً نه بر پایه همکاری و ائتلاف، بلکه بر مبنای رقابت، بیاعتمادی متقابل، و حافظههای تاریخی آسیبدیده شکل میگیرد.
=KTML_Bold=➖کوردستان بهمثابه منطقهای نیمهدولتمند=KTML_End=
برخلاف بسیاری از استانهای ایران، استانهای کوردستانی در ایران از دهههای گذشته، یک شبکه موازی حکمرانی را در بطن خود تجربه کردهاند. شوراهای محلی، نهادهای صنفی، تشکلهای زنان، شبکههای سنتی قدرت و ساختارهای حزبی مسلح، نوعی نظم اجتماعی غیردولتی را شکل دادهاند. این نظم، در کنار فقدان دولت مؤثر در سطح محلی، نوعی «حکمرانی خاکستری» به وجود آورده که هم ظرفیت دموکراتیک دارد و هم خطر انحصار قدرت. این وضعیت «نیمهدولتمندی» میتواند در لحظات خلأ قدرت مرکزی، به یک فرصت برای ساخت نظم دموکراتیک بدیل، بدل شود – البته اگر بهجای رقابت برای هژمونی، بهسوی نهادسازی فراگیر حرکت شود.
=KTML_Bold=➖قدرت نمادین در غیاب ارتش: روایت و مشروعیت=KTML_End=
در شرایطی که ارتش یا نیروی نظامی واحدی برای دفاع از ارزشهای دموکراتیک در ایران وجود ندارد، قدرت روایت و مشروعیت اجتماعی جایگزین سلاح میشود. احزاب کرد، بهواسطه نقششان در انقلاب 57، قیامهای دهه 60 و مقاومت مدوامشان در برابر استبداد و تأثیرگذاری قابل توجهشان در جنبش ژینا از حافظهای غنی از روایات برخوردارند که میتواند مشروعیت تولید کند، به صورت ویژه در نگاه جمهوریخواهان، فدرالیستها و دیگر گروههای دموکراسیخواه ایران. اگر این حافظه جمعی در قالب یک پلتفرم مشترک و با بهرهگیری از رسانه، شبکههای مدنی، و گفتار دموکراتیک بازتعریف شود، کوردستان میتواند نقشی پیشاهنگ در معماری آینده ایفا کند. این امر مشروط به اعتمادسازی اولیه و حذف هرگونه شک و گمان معطوف به گفتمان «تجزیههراسی» است. گفتمان امنیتی تجزیههراسی حتی در غیاب جمهوری اسلامی نیز توانایی برهمزدن هرگونه ائتلاف بین کوردها و نیروهای دموکراتیک ایران را دارد بنابراین مشروعیت پیشاهنگی کوردستان نخست در گرو خنثیسازی گفتمان امنیتی تجزیههراسی است.
=KTML_Bold=➖یک پلتفرم حداقلی برای امروز=KTML_End=
در لحظهای که امکان فروپاشی دولت مرکزی بهصورت ناگهانی یا مرحلهای مطرح است، احزاب کوردی، حتی بدون وحدت کامل، میتوانند حول یک پلتفرم اضطراری ائتلاف کنند. این پلتفرم میتواند شامل موارد زیر باشد:
1. تشکیل شورای اضطراری کردی برای مدیریت دوران خلأ؛
2. بیانیه مشترک در حمایت از گذار دموکراتیک، فدرالیسم و حقوق اقلیتها؛
3. پیشنهاد یک قانون اساسی شفاف برای تشکیل نظامی دموکراتیک و فدرال در ایران پس از جمهوری اسلامی؛
4. شکلدادن به جبههای مشترک و دعوت از سایر ملتها و نیروهای دموکرات ایران برای همکاری.
نباید فراموش کرد که این منحصراً یک «اتحاد موقت برای عمل» است، نه لزوماً اتحاد استراتژیک یا ایدئولوژیک. علاوه بر این، پلتفرم به کوردها به عنوان نیروهای عمدۀ اثرگذار در جغرافیای غربی ایران این امکان را میدهد تا بسترساز شکلگیری جبههای فراگیر از نیرهای دموکراسیخواه در ایران باشند یا در صورت وجود چنین جبههای با وحدت رویه بیشتری به جبهه مد نظر بپیوندند.
=KTML_Bold=➖گریز از تکرار انفعال=KTML_End=
در لحظات بحرانی و دگرگونیهای بنیادین در تاریخ ایران – از انقلاب مشروطه گرفته تا انقلاب 1357 و حتی جنبشهای معاصر مانند جنبش ژینا – جامعههای پیرامونی، بهویژه مناطق اتنیکی کشور همچون کوردستان، اغلب میان دو واکنش ناگزیر بودهاند:
1. ورود شتابزده به میدان شورش و مقاومت مسلحانه بدون پشتوانه سیاسی و دیپلماتیک کافی، که اگرچه ریشه در تجربههای تاریخی ظلم و حاشیهنشینی دارد، اما بهدلیل نبود هماهنگی با نیروهای سیاسی غیراتنیکی و ضعف زیرساختهای نهادی، معمولاً هزینهبار و ناپایدار باقی مانده است؛ و
2. انفعال سیاسی در لحظات تعیینکننده، که یا از سر بیاعتمادی به نیروهای مرکزگرا بوده یا در نتیجه سرکوب سیستماتیک و ازبینرفتن امکان کنش سیاسی جمعی.
🔻اینک اما، کوردستان – با برخورداری از حافظه مبارزاتی، انسجام نسبی اجتماعی و مشروعیت سیاسی درونی – میتواند از این چرخهی تکراری فاصله بگیرد و روایت سومی خلق کند: روایتی که نه در قالب شورش هیجانی، و نه در شکل انفعال خاموش، بلکه در قامت گذار فعال، مسئولانه و نهادساز تعریف شود. چنین گذاری مستلزم شکلدهی به ساختارهای فراگیر، گشودن راه گفتوگو با دیگر نیروهای دموکراسیخواه ایران، و آمادهسازی اجتماعی و سیاسی برای مدیریت فضای احتمالیِ فقدان قدرت مرکزی در تهران است.
در این روایت سوم، کردستان نه قربانی وضعیت، که کنشگر خلاق تاریخ خواهد بود.[1]